اپیزود دوم پادکست اینداسمنت
INDUSMENT.COM
[راوی]: روزهاست که پوسترهای این رویداد روی بردهای دانشگاه نصب شده.
توی راهروها، توی گروههای مجازی، همه از یک سمینار حرف میزنند.
سمیناری که گفته میشه متفاوتتر از همه قبلیهاست.
از صبح دانشجوها یکییکی خودشون رو به سالن اصلی رسوندند
و حدوداً بعد از ۲۰ دقیقه سالن پر از دانشجو شد.
کمکم چراغهای سالن کم میشه،
صدای همهمه آرومآروم فروکش میکنه.
حالا همه چشمها به سمت سن دوخته شده.
روی پرده بزرگ فقط لوگوی رویداد میدرخشه
و شمارش معکوس کوچکی گوشه تصویر در حال کم شدنه: ۵، ۴، ۳، ۲، ۱.
یک فیلم کوتاه نمایش داده میشه.
اول تصاویری از گذشته:
کارخانههای پر از دود، کارگرهایی با چکش و آچار،
و دستگاههای مکانیکی پر از سروصدا.
و بعد تصویر تغییر میکنه...
همون سالنها،
اما این بار پر از بازوهای روباتیک و مانیتورهای هوشمند.
سکوتی عجیب، مثل اینکه همه توی آیندهای ناشناخته غرق شده باشن.
[مجری]: خانمها و آقایان، دانشجویان عزیز، اساتید گرامی،
خوش اومدید به روزی که میخوایم از آینده رشتهای حرف بزنیم که بیش از هر زمان دیگهای
در مرکز تحولات جهان قرار گرفته: مدیریت صنعتی.
همونطور که همه میدونید، دنیای امروز با سرعتی سرسامآور در حال تغییر کردنه.
کارخانههایی که دیروز با دست انسان میچرخیدند،
امروز با روباتها و هوش مصنوعی کار میکنند و فردا... چه کسی میدونه؟
اینجاست که نقش مدیر صنعتی معنا پیدا میکنه؛
کسی که باید بین انسان و ماشین، بین خلاقیت و دادهها، تعادل برقرار کنه.
خانمها و آقایان، اکنون وقتشه از مهمان بزرگ و گرامیمون دعوت کنیم؛
استادی که سالها تجربه مدیریت بخشهای صنعتی در داخل و خارج کشور را دارند
و کسی که کارنامه علمی و عملیش الهامبخش بخش اعظمی از دانشجویان بودند.
خواهش میکنم با تشویقهای گرمتون به استاد بزرگوار و گرامی،
جناب آقای پروفسور افشار، خوشآمد بگید.
[پروفسور افشار]: خدمت همه شما عزیزان سلام عرض میکنم.
خوشحالم که اینجام و خوشحالم که میخوایم در مورد آینده مدیریت صنعتی با هم صحبت کنیم؛
چون به نوعی موضوع، مسیر حرفهای و حتی زندگی ما رو میتونه تحت تأثیر قرار بده.
[مجری]: جناب پروفسور، همونطور که میدونید دنیای امروز به سرعت در حال تغییره و تکنولوژی جایگاه ویژهای پیدا کرده.
دیگه خبری از کارخانههای سنتی که همهچیز به صورت دستی انجام میشد نیست.
این روزها اتوماسیون و ماشینآلات هوشمند بسیاری از کارهایی که قبلاً توسط انسان انجام میشدن رو به عهده گرفتن.
حتی در کشورهای پیشرفتهتر در دنیا، روباتها و هوش مصنوعی تقریباً تمام فعالیتهای یک کارخونه رو در دست گرفتن؛
از برنامهریزی تولید گرفته تا کنترل کیفیت، تحلیل دادهها
تا حتی پیشبینی مشکلات و مدیریت منابع.
اما سوال اینجاست: در چنین شرایطی،
نقش شما به عنوان یک دانشآموخته این رشته چی میتونه باشه؟
آیا شما جایگاه خودتون رو از دست میدید یا نقش جدیدی پیدا میکنید که ترکیبی از مهارت انسانی و تکنولوژی باشه؟
ما امروز تصمیم داریم در این سمینار درباره همین موضوع صحبت کنیم
و ببینیم مدیران صنعتی که در شاخههای مختلف کار میکنند،
چگونه در بخشهای مختلف میتونند بین انسان و ماشین و تکنولوژی تعادل ایجاد کنند.
[آرش]: استاد، میتونم یه سوال بپرسم؟
[پروفسور افشار]: بله حتماً، لطفاً از جای خودتون بلند شید و سوالتون رو مطرح کنید.
[آرش]: ممنونم.
من وقتی رشته مدیریت صنعتی رو میخونم، قراره که دقیقاً چیکار کنم؟
قراره پشت میز باشم و فقط برنامهریزی کنم یا باید بین خط تولید باشم؟
وقتی روباتها و سیستمهای هوش مصنوعی همهچیز رو انجام میدن، جای ما کجاست؟
[پروفسور افشار]: چه سوال خوبی پرسیدین! خودتون رو معرفی میکنین؟
[آرش]: من آرش هستم.
[پروفسور افشار]: آرشجان، همونگونه که گفتم سوال خیلی خوبی رو مطرح کردین.
نکته اساسی اینه که تصمیمات مدیریتی در حوزه صنعت، صرفِ محاسبات دقیق فنی و بهینهسازی نیست؛
بلکه عمیقاً با مفاهیمی مثل قضاوت انسانی، ارزشها و اخلاق گره خورده.
شاید هوش مصنوعی بتونه از پس تحلیل کلاندادهها بربیاد، یا بتونه در کوتاهترین زمان ممکن الگوها رو شناسایی کنه (اونم برخی الگوها)،
اما نمیتونه مفهوم عظیمی مانند «معنا» رو درک بکنه؛
چون از شهود و قدرت کافی برای اینکه پیچیدگیهای انسانی رو درک بکنه برخوردار نیست.
از سوی دیگه روباتها و هوش مصنوعی نمیتونن نقش مدیر صنعت رو حذف کنند
و شاید صرفاً بتونن اونها را از فرم تصمیمگیر به فرم تصمیمساز دربیارن که این خودش یک نوع ارتقا هست برای جایگاه مدیریت صنعتی.
اینجاست که ماشینها کارهایی رو میکنند که توی آنها فوقالعادهان؛
مثل مونتاژهای دقیق، پردازش کلانداده، یا حتی کنترلهای لحظهای و هوشمند.
پس مدیر صنعتی برای اینکه در نقش جدیدش بهتر عمل بکنه،
باید تفکر سیستمی بدونه، باید مدیریت زنجیره تأمین رو به خوبی درک بکنه،
باید تصمیمگیری مبتنی بر داده رو جدی بگیره
و یا حتی با ابزارهایی مثل ERP، CRM و TQM به خوبی آشنا باشه
و از همه مهمتر، خود هوش مصنوعی و تکنولوژیهای مرتبط با اون مثل IoTها رو خیلی خوب بشناسه.
[آرش]: پس یعنی ما باید بیشتر روی هوش مصنوعی تمرکز کنیم یا مهارتهای انسانی مثل رهبری و ارتباطات؟
[پروفسور افشار]: ببین آرش، هنر مدیر صنعتی اینجاست که بتونه از هر دوتاش به خوبی بهره ببره.
هوش مصنوعی قدرت محاسبه و پیشبینی داره، ولی انگیزه نداره.
ماشین نظم میاره با خودش و نظم روش حاکمه، اما نمیتونه بحران انسانی رو مدیریت کنه.
پس مدیرِ پساهوشمصنوعی باید ترکیبی از هردوتاش باشه؛
هم فهم تکنولوژی و داده، هم مهارتهای انسانی و تصمیمسازی اخلاقی.
[آرش]: استاد، یعنی این موضوع در شرکتهای خدماتی یا بیمارستانها هم همین صورته و صرفاً کارخانهها به این صورت نیستند؟
[پروفسور افشار]: دقیقاً همینطوره.
مدیریت صنعتی محدود به کارخانهها نیست.
امروزه روز در سازمانهای خدماتی، شرکتهای حملونقل، استارتاپها هم مدیر صنعتی حضور داره.
در مارکتپلیسهایی مثل آمازون یا دیجیکالای خودمون،
الگوریتمها مسیر بهینه رو پیشنهاد میدن،
اما این مدیر صنعتیه که استراتژی توزیع، سیاست ذخیرهسازی و مدیریت روابط با تأمینکنندگان رو تعیین میکنه.
پس مدیر صنعتیِ آینده یک هماهنگکننده بین انسان و فناوریه
و یا شاید بهتر باشه بگیم مدیر صنعتیِ آینده یک کارگردانه که بازیگرانش فناوری و انسانه.
[آرش]: پس واقعاً مدیر حذف نمیشه، بلکه نقشش تغییر میکنه.
[پروفسور افشار]: دقیقاً.
مدیر صنعتیِ آینده قربانی هوش مصنوعی نخواهد بود،
بلکه رهبری هوش مصنوعی رو به عهده خواهد گرفت.
مدیر صنعتی یاد میگیره که با فناوری همتیم بشه، نه اینکه جای خودش رو به اون بده.
[مجری]: پس میتونیم بفهمیم که مدیران صنعتی در بخشهای مختلف،
از هوش مصنوعی میتونند برای کامل شدن نقاط ضعف و کارآمدی بیشتر
و بالا بردن کیفیت و سرعت در تولید استفاده کنند؛
نه اینکه این تکنولوژی باعث محدود شدن مدیران صنعتی در بخشها و شاخههای مختلف که با اون سروکار دارند بشه.
[صدای تشویق پایانی حضار و پخش موسیقی]